شیک کالا

سیستم همکاری در فروش

شیک کالا

سیستم همکاری در فروش

شیک کالا
بایگانی

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ادبیات معاصر» ثبت شده است

کتاب اسپرسو (سه جلدی) اثر هما پوراصفهانی، اسپرسو نام یک ماموریت است… ماموریتی سری و مرموز
سه سرگرد قبلی پرونده به شکل عجیبی ناپدید می شوند و به جای تمام آن ها فقط دو شاخه ارکیده بر جای می ماند
تا اینکه سرگرد فرزام عظیمی نیا مسئول این پرونده مخوف و خطرناک می شود و از دوستانش سرگرد شهراد شاهد، سرگرد اردلان فانی، سرگرد روحان کاویان تقاضای کمک برای حل این پرونده را می کند. اکیپ تشکیل می شود و این وسط دکتر آرتان تهرانی به عنوان مشاور و روانشناس به گروه ملحق می شود.
باید دید پیروز این میدان چه کسی است؟ آیا دست آن ها هم برای شخص تبهکار رو می شود و از آن ها تنها دو شاخه ارکیده باقی می ماند یا بالاخره پیروز می شوند و پرونده اسپرسو را برای همیشه می بندند؟
چه بلاهایی قرار است سر این پنج نفر و خانواده هایشان بیاید؟
همه را در اسپرسو خواهیم خواند.
با معرفی شخصیت جدیدی با نام هارمونی که طعم تلخ اسپرسو را با شیرینی خود برای همه دلنشین می کند.

قسمت هایی از کتاب اسپرسو (سه جلدی) (لذت متن)
فنجانی اسپرسو ریخته می شود و … صدای تاب زنگ زده در گوشه خانه به خاکستر نشسته، صدای انفجار کلبه ای در دل جنگل، احساس یخ زدگی دستبندها روی دست های بی گناه، احساس گرفتن یک ماهی توی دست و لیز خوردنش و افتادنش در میان آغوش رقیب، احساس حباب بودن در برابر کسی که واژه عشق را برایت هجی کرده و در آخر حماقت! شاید نوای هنگ درام بتواند دردها را تسکین دهد و فنجان اسپرسو، شکلات تلخ، سرطان، سیگار شکلاتی، کابوس و مرهم به انتها برسند.

کتاب اسپرسو سه جلدی

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

  • شیک کالا

 کتاب بازی تاج و تخت، مجموعه ای سه جلدی و اولین عنوان از حماسه ی نغمه آتش و یخ، نوشته ی جرج آر. آر. مارتین است که در سال 1996 به چاپ رسید. مدت ها پیش و در روزگارانی فراموش شده، رویدادی مافوق طبیعی باعث شد که تعادل میان فصل ها به هم بخورد. در سرزمینی که در آن ممکن است تابستان ها چندین دهه طول بکشند و زمستان ها به درازای عمر بشر باشند، اتفاقات عجیب و ناخوشایندی در حال رقم خوردن است. سرما دوباره دارد بازمی گردد و در ویرانه های یخ زده تا مناطق شمالی وینترفل، نیروهایی خبیث و ماوراء طبیعی در حال جمع شدن پشت دیوار محافظ قلمرو پادشاهی هستند. استارک های وینترفل در دلِ این مهلکه قرار دارند؛ خاندانی که درست به اندازه ی زادگاهشان، سرسخت و تسلیم ناشدنی هستند. بازی تاج و تخت، داستان شاهزادگان، سربازان، جادوگران، قاتلان و فرزندان نامشروع در برهه ای تاریک و شوم است. سرنوشت استارک ها، متحدین آن ها و دشمنانشان در دنیایی سرشار از دسیسه، تراژدی و خیانت در آستانه ی تباهی قرار می گیرد چرا که هرکدام تلاش می کنند برنده ی مرگبارترین بازی ممکن باشند: بازی تاج و تخت.

ویژگی های بازی تاج و تخت (کتاب اول)
جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز
برنده ی جایزه ی لوکس سال 1997
مجموعه 3 جلدی
سریالی بر اساس این مجموعه بین سال های 2011 تا 2018 ساخته شده است.
نامزد جایزه ی بهترین داستان فانتزی جهان سال 1997

کتاب بازی تاج و تخت سه جلدی کتاب بازی تاج و تخت سه جلدی

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

  • شیک کالا

کتاب «آینه ای در دوردست» اثری نوشته ی «باربارا تاکمن» است که نخستین بار در سال 1978 منتشر شد. قرن چهاردهم، دو تصویر متناقض را بازتاب می دهد: در یک طرف، عصری شکوهمند از نبردها، صومعه ها، شجاعت و جوانمردی؛ و در طرف دیگر، جهانی مملو از آشوب و رنج های روحی. «تاکمن» در این اثر آموزنده، نه تنها به کاوش در مهم ترین رویدادهای تاریخی می پردازد بلکه سرشت و چگونگی زندگی روزمره در آن دوره را نیز به تصویر می کشد: چگونگی دوران کودکی انسان ها، معنای ازدواج، چگونگی سلطه ی پول و جنگ بر زندگی بردگان، اشراف و مبلغین مذهبی. «تاکمن» در این کتاب، زندگی کشیش ها، دانشگاهیان، تاجران، عارفان، وکلا، مزدوران نظامی، و البته شوالیه ها را به شکلی مستند و تأثیرگذار ارائه می کند.

کتاب آینه ای در دوردست کتاب آینه ای در دوردست

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

  • شیک کالا

از رنج پایداری که به بامداد خمار تشبیه شده است، فتانه حاج سید جوادی با نام هنری پروین، داستانی به عمل آورده که تا کنون بیش از پنجاه بار تجدید چاپ شده و به زبان های ایتالیایی، یونانی و آلمانی بازگردانی شده است. سودابه دختر جوان و سرکشی است که در آستانه ی تصمیمی سرنوشت ساز برای زندگی اش قرار دارد. روحیه ی متلاطم و احساساتی او سبب شده تا پدر و مادرش نگران تصمیم گیری زودهنگام و عجولانه اش باشند؛ علی الخصوص که سودابه، آیینه ی تمام نمای عمه اش محبوبه است و محبوبه نیز روزگاری با یک تصمیم آتشین، هستی خود را زیر و زبر کرد. حالا محبوبه آهی سرد روانه ی قاب خاک خورده ی آن عشق دیرین می کند تا گرد و غبار نسیان از آن بلند شده و سودابه بتواند جزییات عشق سودا زده ی او را با چاشنی حسرت و سرخوردگی ببیند.
محبوبه، پری روییست سرکش از خانواده ای اعیانی در نخستین سال های سلطنت رضا شاه پهلوی که شیطنت و سر به هوایی اش او را در دام عشق رحیم، شاگرد نجاری با روحیه ی یاغی گرفتار می سازد. خوی آزاد و وحشی رحیم، محبوبه را که در تمام زندگی اش با مردان اشرافی و خشک رفتار، سر و کار داشته به خود جذب می کند و دخترک چنان شیفته ی کشف تازه ی خود در ماورای زندگی اعیانی می شود که چشمانش را بر تمام اختلافات طبقاتی و رفتارهایی که نشانگر ضعف فرهنگی و اجتماعی رحیم و خانواده ی اوست می بندد. این چشم پوشی و سهل انگاری، بلایی جانسوز می شود که عشق و جوانی محبوبه را خاکستر ساخته و او را در ورطه ی گرفتاری ها و بدبختی ها غرق می کند. ماجرای این عشق آتشین و نبردهای محبوبه برای فرار از حلقه ی سوزان آن، داستانیست عبرت آموز برای دختران جوانی که سرخوش و بی احتیاط تصمیم به سقوط آزاد در دره ی عشقی ناشناخته می گیرند.
قسمت هایی از کتاب بامداد خمار (لذت متن)
دلم می خواست او را می دیدم که روی چوبها خم شده و به کار مشغول است. ولی همه جا ساکت بود. از پیچ کوچه پیچیدم. دو قدم جلوتر که رفتم، یکه خوردم. «سلام خانم کوچولو.» از روی مشتی الوار که در عقب مغازه چیده بودند پایین پرید. با همان شلوار دبیت مشکی و پیراهن سفید بلند که تا زانویش می رسید ... دوباره گفت: «سلام عرض کردیم ها!» بی اختیار به دو طرف خود نگاه کردم. هیچ کس نبود. «علیک سلام. شما ظهرها تعطیل نمی کنید؟» «وقتی منتظر باشم نه.» «مگر منتظر بودید؟» «بله.» «منتظر کی؟» «منتظر شما.» باز قلبم فرو ریخت. باز دل در سینه ام به تقلا افتاد. خدا را شکر که پیچه داشتم و او صورت مرا که شله گلی شده بود نمی دید ... با این همه باز با صدای آهسته پرسیدم: «کاری با من داشتید؟» «مگر شما نبودید که قاب می خواستید؟ خوب، برایتان ساخته ام دیگر.» از روی میز یک قاب کوچک برداشت و به طرف من دراز کرد ... گفتم: «ولی من که اندازه نداده بودم.» «خوب، شما یک چیزی خواستید، ما هم یک چیزی ساختیم دیگر. اگر باب طبع نیست، بیندازید زیر پایتان خردش کنید. یکی دیگر می سازم. بیشتر از یک هفته است که ظهرها اینجا منتظر می نشینم.» دو قدم دیگر برداشت و قاب را به سویم دراز کرد ... از حرکت او بوی چوب در اطراف پراکنده می شد و من تا آن زمان نمی دانستم چوب چه بوی خوشی دارد ... وای مگر می شد بوی چوب این همه مستی آفرین باشد؟ ... اختیار زبانم از دستم در رفته بود. گفتم: «شما که ظهرها خانه نمی روید زنتان ناراحت نمی شود؟» «من زن ندارم.» «کسی را هم نشان کرده ندارید؟» «چرا.» باز دلم فرو ریخت حالا راضی شدی دختر؟ این مرد دارد زن می گیرد و آن وقت تو، دختر بصیرالملک، این طور خودت را سکه یک پول کرده ای. باز زبان بی اختیارم گفت: «خوب به سلامتی، کی هست؟» توی دلم به خود گفتم آخر به تو چه دختر. دختر فلان الدوله، به تو چه مربوط که نامزد شاگرد نجار محله کی هست؟ گفت: «نوه خاله مادرم.» ... پرسیدم: «چقدر تقدیم کنم؟» «بابت چه؟» «بابت قاب» با غروری زخم خورده به طوری که جای بحثی باقی نمی گذاشت گفت: «ما آن قدرها هم نالوطی نیستیم.» «آخه» «آخه ندارد. ناسلامتی ما کاسب محل هستیم.» دو قطعه کوچک چوب از روی میز برداشت و گفت: «دو تا تکه چوب این قدری هم قابلی دارد که شما حرف پولش را می زنید؟ یادگار ما باشد قبولش کنید.» ... بی اراده دستم بالا رفت و پیچه را بالا زدم و به چشمهایش خیره شدم.

کتاب بامداد خمار کتاب بامداد خمار

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

  • شیک کالا

داستان درباره ی علی فتاح از خانواده ای ثروتمند و متمول و در عین حال مذهبی است که به مهتاب دختر خدمتکار خانواده شان دل می بازد. من او نوشته رضا امیر خانی است. تم اصلی اثر قصه ی عشق علی و مهتاب است که با سیاست و عرفان نیز در هم می آمیزد. نویسنده در جایی از کتاب، به استقلال الجزایر اشاره می کند و به گونه ای آن را در کنار انقلاب ایران می گذارد. در خلال داستان شخصی به نام درویش مصفطی حضور دارد که به نوعی نمادی از حقیقت، آگاهی و دانایی است، و به علی فتاح در هنگام سردرگمی کمک می کند. دو راوی در داستان حضور دارند، یکی خود رضا امیرخانی است و دیگری قهرمان داستان (علی فتاح) و این دو ماجراهای زندگی علی فتاح را از کودکی تا لحظهٔ مرگ / ازدواج، روایت می کنند. داستان در سال های پیش از انقلاب می گذرد و نویسندخ توانسته است به خوبی از پس توصیف تهران آن زمان و لحن مردم آن دوره بر بیاید.
قسمت هایی از کتاب من او (لذت متن)
سرم را تکان دادم. بعد دوباره به مه تاب نگاه کردم. مانتوی کرم و روسری بلند قهوه ای. داشتم فکر میکردم که آب شار موهای قهوه ای زیر روسری چه گونه مرتب شده اند. یک وری؟ صاف؟ بافته؟
شب به قاعده ای داشتیم که گربه ی خانه مان واجب الحج بود، فردایش، به قاعده ای نداشتیم که بزرگ خانه مان واجب الزکات بود.
گذر لوطی صالح، گذر کریم رود! این یکی را از خودمان درآورده بودیم. کریم کنار بازارچه تنگش گرفته بود، به ما گفت آن طرف را نگاه کنید. تا ما سرمان را برگرداندیم، بی رودربایستی شلوارش را کشید پایین. لنگ و پاچه ی نی قلیانی اش را بیرون انداخت و کنار راسته ی ماست فروش های شاه پور شاشید. بعد هم گفت: «به قاعده ی یک رودخانه راحت شدم!» از آن به بعد به آن جا می گفتیم گذر کریم رود! نمی دانم، اما شنیده ام بعدها این قضیه زبان به زبان گشته و بقیه هم بدون این که بدانند، به آن جا می گویند کریم رود! خدا را چه دیده ای، شاید هم فرداروز یک هیأت بلندپایه از محققین ثابت کنند که قدیم ها از این جا رودخانه ای می گذشته به نام «کریم رود». خیلی ها هستند که سرشان درد می کند برای همین حرف ها. بگردند و از میان تاریخ، حرف در بیاورند، انگار نمی دانند که همه چیز در گذر است.

کتاب من او کتاب من او

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

  • شیک کالا

"باغ مارشال" مجموعه داستانی است در چهار جلد به قلم "حسن کریم پور" که جلد نخست آن "خاطرات خسرو" نام گرفته است. داستانی از ساده دلی انسانی که به راحتی فریب زرق و برق های جهان را خورده و مسیر زندگی اش عوض می شود. "حسن کریم پور" در پیشگفتار اثر اظهار داشته که این رمان را برای تسکین قلب دردمند خود که از سودجویان و سوداگران به تنگ آمده، به رشته ی تحریر درآورده و در آن فریب زندگی پوشالی این دست انسان ها را به تصویر می کشد. اما بپردازیم به اینکه این جلد از مجموعه ی "باغ مارشال" چه داستانی در بردارد.
"خاطرات خسرو" قصه ی زندگی پسری است به نام خسرو که در خانواده ای متمول و اهل شیراز پرورش یافته و ریشه ای عشایری دارد. مادر خسرو بر آن است تا دختری را به همسری پسرش برگزیند. این دختر ناهید نام دارد اما خسرو هیچ علاقه ای به او ندارد. روزی بر حسب تصادف خانواده ای از تهران، مهمان این خانواده می شوند و سیما که دختر آن هاست، از هیچ دلبری برای جلب نظر خسرو مضایقه نمی کند. خسرو کاملا شیفته ی سیما می شود و با او ازدواج می کند. آن ها مدتی در تهران زندگی می کنند تا اینکه به همراه خانواده ی سیما راهی لندن می شوند. خسرو و سیما در آنجا دچار مشکلات زیادی می شوند و روند اتفاقات به گونه ای پیش می رود که جنایتی بزرگ صورت می گیرد.
"حسن کریم پور" این داستان را به نحوی نوشته که خواننده برای زمین گذاشتن کتاب دچار چالش خواهد شد. هر صفحه مخاطب را به خواندن صفحه ای بیشتر و پی بردن به سرنوشت خسرو و سیما و ناهید سوق می دهد.

قسمت هایی از کتاب باغ مارشال (جلد اول) (لذت متن)
۔ اسم من سعید است . پدرم اهل همدان بود ولی خودم در تهران متولد شدم ؛ سال دوم رشته خبرنگاری بودم که به لندن آمدم و حدود پانزده سال پیش مدرک فوق لیسانس خبرنگاری ام را گرفتم و الان حدود ده سال است خبرنگار نیوزویک هستم . یک مرتبه متوجه شدم او سرش را به علامت تأسف مرتب تکان می دهد و در عالم دیگری سیر می کند و اصلا به حرفهای من توجه ای ندارد ، او را به حال خودش گذاشتم. وقتی به خیابان فولهام رسیدم و روبروی آپارتمانم توقف کردم، ناگهان از جا پرید . با حالتی مضطرب پرسید : کجا هستم ، شما کی هستید آقا ؟ گفتم من یک آشنا هستم. فقط قصد کمک به شما را دارم . بالاخره وقتی با اصرار و سماجت من روبرو شد ، در حالیکه از چهره اش می توانستم حدس بزنم که به من مشکوک است ، دعوتم را پذیرفت . همسرم هلن از دیدن غریبه ای که همراه من بود اصلا تعجب نکرد ، چون زیاد از این مهمانهای ناخوانده به آپارتمان می آوردم . یعنی ، گاهی به ایرانیهایی بر می خوردم که به دلم می نشستند و از آنها خوشم می آمد و به آپارتمانم دعوتشان می کردم تا بلکه از این راه کمی دلتنگی و دوری از وطن را جبران کنم .
ای عشق، چه ها که به روز من و سیما و ناهید نیاوردی! مرا آواره ی غربت کردی، سیما را کشتی و ناهید را ناکام گذاشتی. جواب منفی ناهید را باور نمی کردم؛ چون که ثابت کرده بود هنوز دوستم دارد. با آنکه از هر سو در فشار بودم که هر چه زودتر ازدواج کنم، از فکر ناهید بیرون نمی رفتم و تنها دلخوشی ام این بود که دوستم دارد؛ و دیگر اینکه بهادر به زودی از کانادا بر میگردد. مادرم همیشه می گفت ، می ترسم از تنهایی دیوانه شوی. ترگل وقت و بی وقت در گوشم زمزمه می کرد که با دختر حسین خان شیبانی که شوهرش، یکی دو سال پیش، در دعوایی طایفه ای کشته شده و در حدود 10 سال هم از من کوچکتر بود، ازدواج کنم. ترگل معتقد بود تنها کسی که می تواند ناملایمت های گذشته ی مرا جبران کند و خوشبختم کند، فرح، دختر حسین خان شیبانی است. آویشن معتقد بود به هر حال تنها که نمی شود زندگی کرد و به همین بهانه به خودش هم اشاره داشت تا آن که از لابه لای حرف هایش متوجه شدم یکی از کارکنان بیمارستان نمازی، فکرش را مشغول کرده است. من و آویشن، جدا از اینکه برادر و خواهر بودیم، تا آنجا که امکان داشت، حرف دلمان را از یکدیگر پنهان نمی کردیم. یکی از روزها که از بیمارستان به خانه بر می گشتیم، او سر انجام اعتراف کرد که مدتی است که مسعود، کارمند حسابداری بیمارستان، از او دست بر نمی دارد و اجازه خواسته است که به خواستگاری بیاید. مادر مسعود که پیرزنی پر حرف بود تمام شرایط ما را که خیلی هم سنگین نبود، پذیرفت و قرار شد هفته ی بعد آویشن و مسعود به عقد هم در آیند. از روز بعد در تدارک مراسم عقد بودیم. از اینکه آویشن را شاد و مسرور می دیدم خوشحال بودم. مادرم مرتب دعا می کرد که من هم سر عقل بیایم و تا دیر نشده است، کسی را برای خودم دست و پا کنم

با انتقال به صفحه خرید کتاب، صفحه را اسکرول کنید

کتاب باغ مارشال کتاب باغ مارشال

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

  • شیک کالا

در ادامه رمان "یکی از ما دروغ می گوید" یک بازی پیامکی خطرناک در دبیرستان بیویو به راه می افتد. سال گذشته در حومه سن دیگو یک نرم افزار شایعه پراکنی منجر به مرگ فردی شد و چند برنامه شایعه پراکنی کوچک آن را سرمشق خود قرار دادند. این بار فردی ناشناس پیامی حاوی بازی جرأت یا حقیقت برای دانش آموزان بیویو می فرستد و هیچ کس از آن در امان نیست. اگر حقیقت را انتخاب کنید یا جواب ندهید یکی از رازهایتان برملا می شود. اگر جرئت را انتخاب کنید و مأموریت آن را انجام دهید جان سالم به در می برید. اوایل این بازی سرگرم کننده است تا اینکه منجر به مرگ یک دانش آموز می شود. این مرگ تصادفی بوده یا یک قتل؟ دو دانش آموز سال سومی به نام های میو و ناکس درگیر پیدا کردن دست های پشت پرده این بازی می شوند. چهار نفر بیویو هم در داستان حضور پیدا می کنند اما پایه این داستان بر مبنای اتفاقات خانوادگی و مشکلات فردی سه شخصیت اصلی است.

کتاب یکی از ما نفر بعد است کتاب یکی از ما نفر بعد است

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

  • شیک کالا

کتاب یکی از ما دروغ می گوید، رمانی نوشته ی کارن ام. مک منس است که اولین بار در سال 2017 به چاپ رسید. در یک بعد از ظهر، سرنوشت پنج دانش آموز مدرسه ی بِیویو های عوض می شود. برانوین، دختری باهوش است که هیچوقت قوانین را زیر پا نمی گذارد؛ اَدی، دختری بسیار زیبا و جذاب است؛ نِیت که خلافکار این گروه به حساب می آید، قبل از این هم به خاطر فروش مواد مخدر مورد پیگرد بوده است؛ کوپر، ورزشکار است و استعداد زیادی در بیسبال دارد؛ و سایمون، پسری منزوی است که اپلیکیشنی که ساخته، سر و صدای زیادی در مدرسه بلند کرده است. سایمون طی حادثه ای، جانش را از دست می دهد و طبق تحقیقات انجام شده، مرگ او تصادفی نبوده است. او روز دوشنبه کشته شد در حالی که قرار بود سه شنبه، از اسرار چهار تا از همکلاسی هایش پرده بردارد؛ همین موضوع باعث می شود که آن چهار نفر، مظنونین اصلی قتل باشند. همه اسراری دارند اما نکته این جاست که حاضرند برای حفظ اسرارشان تا کجا پیش بروند؟

ویژگی های کتاب یکی از ما دروغ می گوید

  • جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز
  • نامزد بهترین داستان ادبیات نوجوان گودریدز سال۲۰۱۷

یکی از ما دروغ می گوید یکی از ما دروغ می گوید

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

  • شیک کالا