شیک کالا

سیستم همکاری در فروش

شیک کالا

سیستم همکاری در فروش

شیک کالا
بایگانی

۲۶ مطلب با موضوع «کتاب باز» ثبت شده است

داستان درباره ی علی فتاح از خانواده ای ثروتمند و متمول و در عین حال مذهبی است که به مهتاب دختر خدمتکار خانواده شان دل می بازد. من او نوشته رضا امیر خانی است. تم اصلی اثر قصه ی عشق علی و مهتاب است که با سیاست و عرفان نیز در هم می آمیزد. نویسنده در جایی از کتاب، به استقلال الجزایر اشاره می کند و به گونه ای آن را در کنار انقلاب ایران می گذارد. در خلال داستان شخصی به نام درویش مصفطی حضور دارد که به نوعی نمادی از حقیقت، آگاهی و دانایی است، و به علی فتاح در هنگام سردرگمی کمک می کند. دو راوی در داستان حضور دارند، یکی خود رضا امیرخانی است و دیگری قهرمان داستان (علی فتاح) و این دو ماجراهای زندگی علی فتاح را از کودکی تا لحظهٔ مرگ / ازدواج، روایت می کنند. داستان در سال های پیش از انقلاب می گذرد و نویسندخ توانسته است به خوبی از پس توصیف تهران آن زمان و لحن مردم آن دوره بر بیاید.
قسمت هایی از کتاب من او (لذت متن)
سرم را تکان دادم. بعد دوباره به مه تاب نگاه کردم. مانتوی کرم و روسری بلند قهوه ای. داشتم فکر میکردم که آب شار موهای قهوه ای زیر روسری چه گونه مرتب شده اند. یک وری؟ صاف؟ بافته؟
شب به قاعده ای داشتیم که گربه ی خانه مان واجب الحج بود، فردایش، به قاعده ای نداشتیم که بزرگ خانه مان واجب الزکات بود.
گذر لوطی صالح، گذر کریم رود! این یکی را از خودمان درآورده بودیم. کریم کنار بازارچه تنگش گرفته بود، به ما گفت آن طرف را نگاه کنید. تا ما سرمان را برگرداندیم، بی رودربایستی شلوارش را کشید پایین. لنگ و پاچه ی نی قلیانی اش را بیرون انداخت و کنار راسته ی ماست فروش های شاه پور شاشید. بعد هم گفت: «به قاعده ی یک رودخانه راحت شدم!» از آن به بعد به آن جا می گفتیم گذر کریم رود! نمی دانم، اما شنیده ام بعدها این قضیه زبان به زبان گشته و بقیه هم بدون این که بدانند، به آن جا می گویند کریم رود! خدا را چه دیده ای، شاید هم فرداروز یک هیأت بلندپایه از محققین ثابت کنند که قدیم ها از این جا رودخانه ای می گذشته به نام «کریم رود». خیلی ها هستند که سرشان درد می کند برای همین حرف ها. بگردند و از میان تاریخ، حرف در بیاورند، انگار نمی دانند که همه چیز در گذر است.

کتاب من او کتاب من او

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

  • شیک کالا

"باغ مارشال" مجموعه داستانی است در چهار جلد به قلم "حسن کریم پور" که جلد نخست آن "خاطرات خسرو" نام گرفته است. داستانی از ساده دلی انسانی که به راحتی فریب زرق و برق های جهان را خورده و مسیر زندگی اش عوض می شود. "حسن کریم پور" در پیشگفتار اثر اظهار داشته که این رمان را برای تسکین قلب دردمند خود که از سودجویان و سوداگران به تنگ آمده، به رشته ی تحریر درآورده و در آن فریب زندگی پوشالی این دست انسان ها را به تصویر می کشد. اما بپردازیم به اینکه این جلد از مجموعه ی "باغ مارشال" چه داستانی در بردارد.
"خاطرات خسرو" قصه ی زندگی پسری است به نام خسرو که در خانواده ای متمول و اهل شیراز پرورش یافته و ریشه ای عشایری دارد. مادر خسرو بر آن است تا دختری را به همسری پسرش برگزیند. این دختر ناهید نام دارد اما خسرو هیچ علاقه ای به او ندارد. روزی بر حسب تصادف خانواده ای از تهران، مهمان این خانواده می شوند و سیما که دختر آن هاست، از هیچ دلبری برای جلب نظر خسرو مضایقه نمی کند. خسرو کاملا شیفته ی سیما می شود و با او ازدواج می کند. آن ها مدتی در تهران زندگی می کنند تا اینکه به همراه خانواده ی سیما راهی لندن می شوند. خسرو و سیما در آنجا دچار مشکلات زیادی می شوند و روند اتفاقات به گونه ای پیش می رود که جنایتی بزرگ صورت می گیرد.
"حسن کریم پور" این داستان را به نحوی نوشته که خواننده برای زمین گذاشتن کتاب دچار چالش خواهد شد. هر صفحه مخاطب را به خواندن صفحه ای بیشتر و پی بردن به سرنوشت خسرو و سیما و ناهید سوق می دهد.

قسمت هایی از کتاب باغ مارشال (جلد اول) (لذت متن)
۔ اسم من سعید است . پدرم اهل همدان بود ولی خودم در تهران متولد شدم ؛ سال دوم رشته خبرنگاری بودم که به لندن آمدم و حدود پانزده سال پیش مدرک فوق لیسانس خبرنگاری ام را گرفتم و الان حدود ده سال است خبرنگار نیوزویک هستم . یک مرتبه متوجه شدم او سرش را به علامت تأسف مرتب تکان می دهد و در عالم دیگری سیر می کند و اصلا به حرفهای من توجه ای ندارد ، او را به حال خودش گذاشتم. وقتی به خیابان فولهام رسیدم و روبروی آپارتمانم توقف کردم، ناگهان از جا پرید . با حالتی مضطرب پرسید : کجا هستم ، شما کی هستید آقا ؟ گفتم من یک آشنا هستم. فقط قصد کمک به شما را دارم . بالاخره وقتی با اصرار و سماجت من روبرو شد ، در حالیکه از چهره اش می توانستم حدس بزنم که به من مشکوک است ، دعوتم را پذیرفت . همسرم هلن از دیدن غریبه ای که همراه من بود اصلا تعجب نکرد ، چون زیاد از این مهمانهای ناخوانده به آپارتمان می آوردم . یعنی ، گاهی به ایرانیهایی بر می خوردم که به دلم می نشستند و از آنها خوشم می آمد و به آپارتمانم دعوتشان می کردم تا بلکه از این راه کمی دلتنگی و دوری از وطن را جبران کنم .
ای عشق، چه ها که به روز من و سیما و ناهید نیاوردی! مرا آواره ی غربت کردی، سیما را کشتی و ناهید را ناکام گذاشتی. جواب منفی ناهید را باور نمی کردم؛ چون که ثابت کرده بود هنوز دوستم دارد. با آنکه از هر سو در فشار بودم که هر چه زودتر ازدواج کنم، از فکر ناهید بیرون نمی رفتم و تنها دلخوشی ام این بود که دوستم دارد؛ و دیگر اینکه بهادر به زودی از کانادا بر میگردد. مادرم همیشه می گفت ، می ترسم از تنهایی دیوانه شوی. ترگل وقت و بی وقت در گوشم زمزمه می کرد که با دختر حسین خان شیبانی که شوهرش، یکی دو سال پیش، در دعوایی طایفه ای کشته شده و در حدود 10 سال هم از من کوچکتر بود، ازدواج کنم. ترگل معتقد بود تنها کسی که می تواند ناملایمت های گذشته ی مرا جبران کند و خوشبختم کند، فرح، دختر حسین خان شیبانی است. آویشن معتقد بود به هر حال تنها که نمی شود زندگی کرد و به همین بهانه به خودش هم اشاره داشت تا آن که از لابه لای حرف هایش متوجه شدم یکی از کارکنان بیمارستان نمازی، فکرش را مشغول کرده است. من و آویشن، جدا از اینکه برادر و خواهر بودیم، تا آنجا که امکان داشت، حرف دلمان را از یکدیگر پنهان نمی کردیم. یکی از روزها که از بیمارستان به خانه بر می گشتیم، او سر انجام اعتراف کرد که مدتی است که مسعود، کارمند حسابداری بیمارستان، از او دست بر نمی دارد و اجازه خواسته است که به خواستگاری بیاید. مادر مسعود که پیرزنی پر حرف بود تمام شرایط ما را که خیلی هم سنگین نبود، پذیرفت و قرار شد هفته ی بعد آویشن و مسعود به عقد هم در آیند. از روز بعد در تدارک مراسم عقد بودیم. از اینکه آویشن را شاد و مسرور می دیدم خوشحال بودم. مادرم مرتب دعا می کرد که من هم سر عقل بیایم و تا دیر نشده است، کسی را برای خودم دست و پا کنم

با انتقال به صفحه خرید کتاب، صفحه را اسکرول کنید

کتاب باغ مارشال کتاب باغ مارشال

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

  • شیک کالا

بث، پورشیا و ادی مورگان به دلایلی که به آنها پی خواهید برد مدت زیادی باهم در ارتباط نبوده اند. ولی وقتی پدربزرگ ثروتمندشان از دنیا می رود و پیغامی رمزآلود برایشان به جا می گذارد این برادر و دو خواهر با همسرانشان باید به منظور برآورده کردن آخرین خواستۀ پدربزرگشان-و از آن مهم تر، برای دست یافتن به ارثیه شان-باهم به سفر بروند.
اما گذراندن وقت با خانواده ممکن است خیلی خوشایند نباشد. این مسئله برای هرکسی ممکن است اتفاق بیفتد.
این موضوع زمانی سخت تر می شود که هرکدامتان رازی برای پنهان کردن داشته باشید و سعی کنید یک خاطره ، یک فرد گمشده، عملی انتقام جویانه، مردی سوار بر کامیونتی مشکی که دست از تعقیبتان برنمی دارد را فراموش کنید-مخصوصا وقتی حداقل یکی از شما قاتل باشد. اینها تنها چند مورد از موارد زیادی بودند که می توان نام برد.
ولی پول محرک قدرتمندی ست. برای همه همین طور است.

کتاب او این بازی را شروع کرد

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

  • شیک کالا

در ادامه رمان "یکی از ما دروغ می گوید" یک بازی پیامکی خطرناک در دبیرستان بیویو به راه می افتد. سال گذشته در حومه سن دیگو یک نرم افزار شایعه پراکنی منجر به مرگ فردی شد و چند برنامه شایعه پراکنی کوچک آن را سرمشق خود قرار دادند. این بار فردی ناشناس پیامی حاوی بازی جرأت یا حقیقت برای دانش آموزان بیویو می فرستد و هیچ کس از آن در امان نیست. اگر حقیقت را انتخاب کنید یا جواب ندهید یکی از رازهایتان برملا می شود. اگر جرئت را انتخاب کنید و مأموریت آن را انجام دهید جان سالم به در می برید. اوایل این بازی سرگرم کننده است تا اینکه منجر به مرگ یک دانش آموز می شود. این مرگ تصادفی بوده یا یک قتل؟ دو دانش آموز سال سومی به نام های میو و ناکس درگیر پیدا کردن دست های پشت پرده این بازی می شوند. چهار نفر بیویو هم در داستان حضور پیدا می کنند اما پایه این داستان بر مبنای اتفاقات خانوادگی و مشکلات فردی سه شخصیت اصلی است.

کتاب یکی از ما نفر بعد است کتاب یکی از ما نفر بعد است

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

  • شیک کالا

کتاب یکی از ما دروغ می گوید، رمانی نوشته ی کارن ام. مک منس است که اولین بار در سال 2017 به چاپ رسید. در یک بعد از ظهر، سرنوشت پنج دانش آموز مدرسه ی بِیویو های عوض می شود. برانوین، دختری باهوش است که هیچوقت قوانین را زیر پا نمی گذارد؛ اَدی، دختری بسیار زیبا و جذاب است؛ نِیت که خلافکار این گروه به حساب می آید، قبل از این هم به خاطر فروش مواد مخدر مورد پیگرد بوده است؛ کوپر، ورزشکار است و استعداد زیادی در بیسبال دارد؛ و سایمون، پسری منزوی است که اپلیکیشنی که ساخته، سر و صدای زیادی در مدرسه بلند کرده است. سایمون طی حادثه ای، جانش را از دست می دهد و طبق تحقیقات انجام شده، مرگ او تصادفی نبوده است. او روز دوشنبه کشته شد در حالی که قرار بود سه شنبه، از اسرار چهار تا از همکلاسی هایش پرده بردارد؛ همین موضوع باعث می شود که آن چهار نفر، مظنونین اصلی قتل باشند. همه اسراری دارند اما نکته این جاست که حاضرند برای حفظ اسرارشان تا کجا پیش بروند؟

ویژگی های کتاب یکی از ما دروغ می گوید

  • جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز
  • نامزد بهترین داستان ادبیات نوجوان گودریدز سال۲۰۱۷

یکی از ما دروغ می گوید یکی از ما دروغ می گوید

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

  • شیک کالا

کتاب سکه های طلا کتاب سکه های طلا 2

جهت مشاهده جزئیات بر روی تصویر یا لینک خرید کلیک کنید

قسمت هایی از کتاب سکه های طلا (لذت متن)
فردا یاد باشد از استاد بپرسم دل را چطور می شود تربیت کرد. چطور می شود آن اسب سرکش را که چهار نعل در دشت سرسبز جوانی می تازد مهار کرد و لگام زد...

  • شیک کالا